علي كياعلي كيا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

دفترچه خاطرات علی کیا کوچولو

من متولد ۲۵خرداد ۹۱ ام

بدون عنوان

بالاخره رسيديم پشت سرم درياچه است حيف كه داره خشك ميشه وقتي نگاش ميكني غصه ات ميگيره سفر خوبي بود حسابي خوش گذشت ...
14 شهريور 1392

بدون عنوان

صبح 3شنبه راه افتاديم به سمت شهر و ديار خودمون ناهارم تو زنجان خورديم  شمام كه عاشق كباب هستي و دلي از عزا در آوردي ...
14 شهريور 1392

بدون عنوان

ناهارو تو دامن طبيعت خورديمو رفتيم خونه تا وسايلمون جمع كنيم بريم كرج خونه خاله مامان چون هوا خيلي گرم بود شما لخت شدي ...
14 شهريور 1392

جواهر ده

قبل رفتن به جواهر ده تو حياط مجتمع يكم تاب بازي كردي و بعدش پيش به سوي جواهر ده چقد شيريني تو پسر   ...
14 شهريور 1392

تله كابين

عصري بعد از استراحت رفتيم تله كابين سوار شديم كلي بهمون خوش گذشت فقط برگشتني يه دو ساعتي تو صف بوديم و من يكم كلافه شدم ...
14 شهريور 1392

بدون عنوان

      بعد از برگشتن از كاخ موزه ناهار خورديم رفتيم ساحل وقتي بابايي شمارو برد تو آب ترسيدي بعد نشونديمت تو ساحل چون خيس بود شن ها ميچسبيد به پاهات پاهاتو جمع ميكردي مثل اينكه چندشت ميشد يكم كه گذشت عادت كردي و مشغول بازي با صدفا شدي ...
14 شهريور 1392

بدون عنوان

  عصر جمعه 8 شهريور رسيديم رامسر صبح شنبه من حسابي تيپ زدم تا بريم كاخ موزه رامسر اينجا كاخ موزه است انقد جميعت زياد كه ساختمون ديده نميشه بلوار معلم ...
14 شهريور 1392