علي كياعلي كيا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

دفترچه خاطرات علی کیا کوچولو

من متولد ۲۵خرداد ۹۱ ام

غال

علي كيا جون جديدأ هر چيزي كه دستت مياد و فكر ميكني به درد نخوره زودي نشون مامان وبابا ميدي و ميگي غال يعني آشغال جاي سطل اشغالم ميدوني و اشاره ميكني و از ما ميخواي كه ببريمت پيشش آخه مامان از دست شما سطل گذاشته لب پنجره تا آشغالارو وسط اتاق نريزي وقتي غال و ميندازي تو سطل انقد خوشحال ميشي كه انگار دنيارو بهت دادن فداي تو كه انقد تميزي ...
18 مهر 1392

بهای راستی !

حضرت شمس می فرماید : تو را یک سخن بگویم: این مردمان به نفاق خوشدل می شوند ، و به راستی غمگین می شوند .او را گفتم تو مرد بزرگی هستی و در عصر یگانه ای؛ خوشدل شد و دست من گرفت و گفت مشتاق بودم و مقصر بودم . و پارسال با او راستی گفتم؛ خصم من شد و دشمن شد عجب نیست این!؟ با مردمان به نفاق می باید زیست ،تا در میان ایشان به خوشی باشی. همین که راستی اغاز کردی ،به کوه و بیابان برون می باید رفت که میان خلق راه نیست   علی کیای عزیزم  ؛ كنار دريا، با آب همزبان بودم . ميان توده رنگين گوش ماهي ها، ز اشتياق تماشا چو كودكان بودم ! به موج هاي رها شادباش مي گفتم ! به ماسه ها، به صدف ها، حباب ها، كف ها،...
17 مهر 1392

تلاش

پسركم اينجوري كه فلش نميزنن به لپ تاب راه داره مامان جان قربونت برم كه به همه چي توجه ميكني و ياد ميگيري ...
16 مهر 1392