علي كياعلي كيا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

دفترچه خاطرات علی کیا کوچولو

من متولد ۲۵خرداد ۹۱ ام

تولد بابا رضا

17 شهريور تولد بابارضا همه خونمون مهمون بودن بعد شام آقايون يكم بزن و برقص كردن و بعدش مراسم تولد شروع شد كيك آورديم شما همش خواب بودي فقط يه عكس ازت گرفتيم كه گريه ميكني ...
22 شهريور 1393

پيش به سوي غار سهولان

علي كيا و مهراد سوار بر كالسكه اينجا خم شدي تا اسب نگاه كني يكشنبه تولد 16 شهريور تولد امام رضا بود رفتيم غار سهولان جاي قشنگي بود سوار قايقم شديم بعضي جاها عمق آب به 60 مترم ميرسيد موقع برگشتن از غار يه كاميون كنار ماشينامون پارك كرده بود كه شما حسابي ذوق كردي و ميگفتي ميخوام سوار شم ...
22 شهريور 1393

بدون عنوان

پنج شنبه هفته پيش همراه مهمونا رفتيم باغ شبم مونديم شما كه علاقه خاصي به ماشين داري اونجام دست از سر ماشين بر نميداشتي ...
22 شهريور 1393

بچه ها و مهمونا

هفته پيش خانواده خاله منيره و خاله آرزو يه هفته اي مهمونمون بودن روز اول خاله و دختر خاله ها و نوه ها اومدن واسه ديدنشون كلي بچه تو خونه بود شمام حسابي خوش به حالت بود ...
21 شهريور 1393

ماشين بازي

تازگيا هر چيز گردي كه دم دستت مياد فرمونش ميكني وشروع ميكني به رانندگي با خودت ميگي چراغ قرمز شد وايميستي بعد چند ثانيه ميگي سبز شد حركت عاشق ماشين سواري هستي ولي نميدونم چرا از ماشين شارژياي تو پارك خوشت نمياد ماشيناي واقعي رو دوست داري ...
21 شهريور 1393

باغ

جمعه باغ دختر عمه بابا دعوت بوديم خيلي باغ با صفايي بود اولش كه رسيديم يكم از خودمون پذيرايي كرديم رفتيم هلو كنديم از درخت انقد شيرين و آب دار بود شمام حسابي خوشت اومده بود بعدش كه آب باز كردن شما رفتي سراغ آب دستات يخ زده بود مگه ميتونستيم تو رو از آب جدا كنيم خلاصه آب بستن شما مجبور شدي كنار بري انقد بازي كردي بهت خوش گذشت كه نگو تو ادامه مطلب چندتا عكس از طبيعت اطراف باغ ميذارم خيلي قشنگ بود     ...
10 شهريور 1393

پارك ساحلي

پنچشنبه هفته پيش به اصرار عمو جمشيد شمارو برديم پارك ماشين سواري از آن جايي كه شما عشق ماشيني فكر ميكرديم سوار ماشينا بشي و نتونيم پياده ات كنيم ولي اينجوري نشد و هر كاري كرديم سوار ماشينا نشدي و فقط نگاه كردي آخر سرم گفتي بريم ديگه ...
10 شهريور 1393