حكايت سلموني رفتن علي كيا
بعد اصلاح قبل اصلاح علي كيا جون پري روز براي اولين بار بابايي بردت سلموني مامانم تو ماشين نشسته بود مات و مبهوت داشتي اطراف نگاه ميكردي اصلا گريه نكردي تا اينكه آ...
نویسنده :
مامان و بابا
12:34
علی کیا در حال مطالعه
مامان خسته شدم بس كه كتاب خوندم ميخوام يكم استراحت كنم ...
نویسنده :
مامان و بابا
12:11
عكساي آتليه گل پسرمون
علي كيا پشت پرچين بهار ! ( آخرين ساعات بهار 1392 )
شكست عهد من و گفت: هر چه بود گذشت به گريه گفتمش: آري، ولي چه زود گذشت بهار بود و تو بودي و عشق بود و اميد بهار رفت و تو رفتي و هر چه بود گذشت شبي به عمر گرم خوش گذشت آن شب بود كه در كنار تو با نغمه و سرود گذشت چه خاطرات خوشي در دلم به جاي گذاشت شبي كه با تو مرا در كنار رود گذشت گشود بس گره آن شب ز كار بستهی ما صبا چو از بر آن مشك سود گذشت غمين مباش و مينديش از اين سفر كه ترا اگر چه بر دل نازك غمي فزود، گذشت ...
نویسنده :
مامان و بابا
23:58
علي كيا شوماخر !!
بدون عنوان
ملي پوشان پيروز باشيد خرم چون گل هر روز باشيد ايران نامت جاويد بادا رخشنده چون خورشيد بادا ...
نویسنده :
مامان و بابا
18:54
بدون عنوان
ما برديمو ما برديم چلو كباب ما خورديم ...
نویسنده :
مامان و بابا
18:50
كيك تولد قند عسل
اين كيك دست پخت عمه جونم مرسي عمه جون كه واسم كيك به اين خوشگلي پختي ...
نویسنده :
مامان و بابا
13:20













