علي كياعلي كيا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره

دفترچه خاطرات علی کیا کوچولو

من متولد ۲۵خرداد ۹۱ ام

با چي ميريم مشهد؟

اواخر اردیبهشت همراه عمه اينا و مامان ريز ميريم مشهد وقتي بهت ميگيم با چي ميريم مشهد؟ميگي هواكن (هواپيما) هواپيمارو كي ميرونه؟خبكان يا خبلان ميريم پيش كي؟امام زضا بهش چي ميگيم؟سلام امام زضا ...
14 ارديبهشت 1393

آقا پليس

شبا كه ما مي خوابيم آقا پليس بيدار ما خواب خوش ميبينيم اون دنبال شكار آقا پليس زرنگ با دزدا خوب ميجنگه ما پليس دوست داريم بهش احترام ميذاريم كلماتي كه با رنگ قرمز نوشتم شما خودت ميگي فداي شعر خوندنت بشم من ...
14 ارديبهشت 1393

خواب بعد از ظهر

ناهار و خوردم و حالا     چشمامو كم كم ميمالم ميخوام يه چرتي بزنم     چقدر خوبه خوش بحالم وقتي كه عصر بيدار شدم    سرحال و پر نشاط ميشم با بچه هاي همسايه       باز راهي حياط ميشم ...
11 ارديبهشت 1393

تاج محل

پنج شنبه بصرف ناهار بابايي ماروبرد تاج محل حسابي چسبيد هوا خنك بود و درختا همه پر شكوفه بودن خلاصه هوا خيلي خوب بود شما هم كه همش پي گربه ها بودي آخه تا بوي كباب به دماغشون خورد سريع خودشون رسوندن پيش ما شما هم حسابي بازي كردي همش ميگفتي گربه بيا بهشون نون ميدادي قربونت برم كه انقد مهربوني   ...
6 ارديبهشت 1393

مامان پل

  قند عسلم انقد دوست داري مامان برات پل درست كنه و شما ماشين و قطار از زيرش رد كني بعد از رد كردن ماشينا نوبت به خودت ميرسه با كله ميري تو پل بعدش كه ميبيني نميتوني رد بشي ميگي ع’د’دي بژرگ يعني اينكه علي كيا بزرگ و نميتونه از زير پل رد شه ...
3 ارديبهشت 1393