باغ وحش (18 ارديبهشت)
صبح روز 5شبه رفتيم باغ وحش كه اي كاش نميرفتيم آدم وقتي حيوونارو ميبينه كه چجوري اسير قفسي هستن كه ما انسان ها واسشون ساختيم دلش ريش ميشه حيووناي بيچاره ناي حركت نداشتن متاسفم براي خودمون ...
نویسنده :
مامان و بابا
17:46
باب الجواد
پديده شانديز
يه عكس درست درمون نذاشتي ازت بگيريم ...
نویسنده :
مامان و بابا
17:39
مقبره فردوسي
مقبره نادرشاه (19 ارديبهشت)
صبح جمعه رفتيم مقبره نادر ازونجام رفتيم مقبره فردوسي و آخر سرم پديده شانديز كه مامان خيلي دوسش داره شيشليكشو نه محيطشو ...
نویسنده :
مامان و بابا
17:33
بازار رضا
صبح روز آخر رفتيم بازار رضا بابايي برات هواپيما خريد وشما شروع كردي به بازي وسط بازار آخر سرم حوصله ات سر رفت و رفتي سراغ پله برقي تا ميتونستي تو بازار شيطوني كردي اينجام رسيديم هتل و باز رفتي سر وقت هواپيما ...
نویسنده :
مامان و بابا
17:26
علي كيا و مهراد(20 ارديبهشت)
شب آخر مهراد اينام به جمع ما اضافه شدن خيلي با مزه است خدا حفظش كنه ...
نویسنده :
مامان و بابا
17:19
سفر مشهد(شب آخر)
تو عكس ساعت حوالي 1.5 بامداد (21 ارديبهشت) شما از خواب بيدار شدي وگريه ميكني داشتيم با امام رضا خداحافظي ميكرديم آخه داشتيم برميگشتيم شهرمون ...
نویسنده :
مامان و بابا
17:05












