دفترچه خاطرات علی کیا کوچولو

13 دی ماه 96 ابجی کوچولوی من بدنیا اومد

  13 دی ماه بی خبر از همه جا رفتم مدرسه موقع برگشتن از مدرسه ناهار رفتم خونه بابا رضا به صرف کباب و بعد ناهار همراه خاله طوبا  و بابا رضا راهی شدیم بازم  بی خبر از همه جا نزدیکیای بیمارستان دستگیرم شد که خواهرم بعد 9 ماه انتظار به دنیا اومده  کلی ذوق داشتم و بالا پایین میپریدم دپفردای اون روز مامانم مرخص شد و اومد خونه ولی شبش مریض شدم و چند روزی درگیر بیماری بودم خیلی روزای سختی بود خدارو شکر الان حالم  خوبه  ...
24 دی 1396
1