دفترچه خاطرات علی کیا کوچولو

صداقت

میگه مامان دلم درد میکنه،براش عرق نعناع میارم و تأکید میکنم که زود بخور تا نریخته،بعد چند دقیقه میگه دریا خورد به دستم ریخت یکم دعواش میکنم چون قبلش تذکر داده بودم،دوباره بعد چند دقیقه میگه مامان گذاشته بودم زمین دستم خورد و ریخت ببخشید که دروغ گفتم،با شنیدن این حرف از علی کیا کلی حالم خوش میشه کیف میکنم از داشتن پسرم و شکر خدا که حواسش بهمون هست.  صداقت که نباشه چرخ زندگی بر وفق مراد نمیچرخه،این دوره زمونه پر آدمهای دروغ گو و دو روست ،واسه همونه که یه جای کار خیلیا میلنگه . زندگی سخت شده ولی زشت نه . دروغ و دورویی زندگی رو زشت میکنه . 👭👬👫 ...
13 آبان 1397