علي كياعلي كيا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 8 روز سن داره

دفترچه خاطرات علی کیا کوچولو

من متولد ۲۵خرداد ۹۱ ام

عقد كنون خاله اسما

پنجشنبه شب عقدكنون خاله اسما بود شما تا تونستي شيطوني كردي البته شيطونيات زيادم بد نبود بيشترش ميرفتي سراغ عروس و داماد آخر سرم شاباشارو از تو سفره ور داشتي و ريختي رو سر خاله اسما و عمو امير همه زديم زير خنده تا 4 صبح هم بيدار بودي البته يه شب كه هزار شب نميشه مگه نه؟ ...
23 خرداد 1394

مهد قرآن

ديروز اولين جلسه مهد قرآن بود شما بعد اينكه ناهار خوردي شروع كردي به نق زدن چرا نميريم پس كي ميريم و ازين حرفا نيم ساعت مونده به شروع كلاس راه افتاديم رفتيم اولش يكم نشستم تو كلاس ولي بعد رفتم بيرون كلاس تا شما عادت كني به محيط پسر خوبي بودي اصلا گريه نكردي   ...
17 خرداد 1394

چاقو

ديروز داشتي با قيچي مقوارو برش مي دادي منم مشغول كار بودم كه يهو اومدي گفتي مامان ببين چاقو درست كردم قربون پسر هنرمندم ...
12 خرداد 1394

اولين تجربه استخر گل پسري

ديروز بعد از ظهر همراه بابارضا رفتي استخر اين اولين باري بود كه استخر ميرفتي چون بابا شبش شيفت بود نتونست همراه شما بياد فكر ميكردم گريه كني و نري تو آب ولي خدارو شكر نترسيدي و كلي كيف كردي امروز صبح هم از خواب بيدار شدي و ميگي زنگ بزنيم بابارضا بياد دنبالم بريم استخر انگار بد جوري به دهنت مزه كرده ها ...
10 خرداد 1394