بدون عنوان
این کیک مامانم واسه مامان ریزه پخته مامان ریزه مامان بابایی چون هیکلش ریزه میزه است من بهش میگم مامان ریزه ...
نویسنده :
مامان و بابا
16:07
بدون عنوان
علیکیا جون اسم اجزاي صورت یاد گرفته الانم داره چشمای عروسکش نشون میده ماشاا... به پسر باهوشم ...
نویسنده :
مامان و بابا
16:02
بدون عنوان
این شاخت بابام دستم کردم میخوام بگم منم مردی شدم واسه خودم ...
نویسنده :
مامان و بابا
15:58
نازدونه در حال شونه کردن موهاش
بدون عنوان
همواره روحی مهاجر باش به سوی مبدا به سوی آنجا که بتوانی انسانتر باشی و از آنچه که هستی و هستند فاصله بگیری این رسالت دائمی توست (دکتر شریعتی) ...
نویسنده :
مامان و بابا
15:52
یک عصر بهاری در " بند "
به ياد سهراب
كار ما نيست شناسايي "راز" گل سرخ ، كار ما شايد اين است كه در "افسون" گل سرخ شناور باشيم. پشت دانايي اردو بزنيم. دست در جذبه يك برگ بشوييم و سر خوان برويم. صبح ها وقتي خورشيد ، در مي آيد متولد بشويم. هيجان ها را پرواز دهيم. روي ادراك فضا ، رنگ ، صدا ، پنجره گل نم بزنيم. آسمان را بنشانيم ميان دو هجاي "هستي". ريه را از ابديت پر و خالي بكنيم. بار دانش را از دوش پرستو به زمين بگذاريم. نام را باز ستانيم از ابر، از چنار، از پشه، از تابستان. روي پاي تر باران به بلندي محبت برويم. در به روي بشر و نور و گياه و حشره باز كنيم. كار ما شايد اين است كه ميان گل نيلوفر و قرن پي آواز حقيقت بدويم ...
نویسنده :
مامان و بابا
0:15
بدون عنوان
سوين جون همش يه ماه از من بزرگتر چهار دست و پا ميرفت و كلي سرو صدا راه انداخته بود منم وقتي سوين داد ميزد ميترسيدم گريه ميكردم و ميرفتم بغل مامانم به اين ميگن پسر شجاع ...
نویسنده :
مامان و بابا
20:41
بدون عنوان
امروز آق پسر ما ده ماهشو تموم كرد علي الحساب دست ميزنه برامون در حد المپيك ؛ ماما بابا هاي نصف و نيمه ميگه ، باي باي ميكنه ، آواز ميخونه ميشينه وپاهاشو 180 واسمون وا ميكنه ( عين يه ژيمناست حرفه اي ) و 0000 ولي دريغ از يه دندون گوگولي و البته تنبل خان فقط با كمك واميسته و خبري از راه رفتن نيست امروز سر 10 ماهگيش واسه چك آپ برديم پيش دكترش ؛ پيش آقاي دكتر حسابي آبروداري كرد بدون كمك تكيه داد ديوار و قشنگ واستاد ، دكترش گفت همه چي مرتبه فقط خيلي لي لي به لالاش نذارين تا خودش راه بيفته ما هم تمرينات فشرده جهت آماده سازي براي المپيك برزيل واسش شروع كرديم 10 كيلو وزنش بود و 74 سانت قدش ؛ بگين ماشا ا... خدا ني ني هاي شمارو ه...
نویسنده :
مامان و بابا
23:51











