علي كياعلي كيا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 11 روز سن داره

دفترچه خاطرات علی کیا کوچولو

من متولد ۲۵خرداد ۹۱ ام

رفتم آرايشگاه

  بالاخره بعد از كلي وقت كه بقول خودت موهات ب‚رب‚ري (فرفري) شده بود ديروز با بابايي رفتي آرايشگاه كلي قيافه ات تغيير كرده ...
20 اسفند 1392

شعر خواني علي كيا

علي كيا هل داره نمك و فلفل داره بهش بگين ماشاا... چشم نخوره ايشاا... هركي نگه ماشاا... سوراخ سوراخ شه والله سوار اوپوچي (اتوبوس)شه والله   اين شعرو از خاله طوبا ياد گرفتي كلماتي كه با رنگ قرمز نوشتم خودت ميگي شعرم خودت تحريف كردي و گفتي سوار اوپوچي شه اين شعرم نصف و نيمه بلدي مامانم دوسم داره يه عالمه هر چي از مامان بگم بازم كمه ...
20 اسفند 1392

رفتي و رفتن تو ...

رفتي و رفتن تو آتش نهاد بر دل از كاروان نماند جز آتشي به منزل   بابا حاجي (باباي بابا) چند روز پيش رفت و مارو تنها گذاشت روحش شاد ...
10 اسفند 1392

ايستگاه اوپوچي(اتوبوس)

چند روز پيش ميخواستيم بريم خونه ماماني شما انقد اوپوچي اوپوچي كردي كه تصميم گرفتيم سوار اتوبوس شيم خاله اسما هم باهامون بود همچين با هيجان به اتوبوسا نگاه ميكردي كه نگو بالاخره بعد از كلي انتطار اوپوچي مورد نطر اومد و سوار شديم ...
10 اسفند 1392

اولين شب تنهايي

بالاخره بعد از بيست ماه وده روز كنار بابا و مامان خوابيدن تصميم گرفتيم كه ديگه مستقل بشي و تو اتاق خودت بخوابي ديشب كه تو اتاقت خوابيدي حسابي پدر مامان در آوردي چند بار بيدار شدي منم سريع ميومدم پيشت البته واسه ما هم سخت آخه عادت كرده بوديم كه 3 تايي باهم بخوابيم ولي چه ميشه كرد ديگه بزرگ شدي بايد تنها بخوابي ...
6 اسفند 1392