دفترچه خاطرات علی کیا کوچولو

زندگي مامان و بابا

حرف و حديث هاي پسركم

مامان:علي كيا ميخواي يه خواهر يا يه برادر داشته باشي؟ علي كيا:نه مامان ميخوام خالي بمونم علي كيا:خانم معلم مامانم مياد دنبالم معلم حواصش نيست علي كيا:خانم معلم باشمام مثل مجسمه نگاه نكنين نميدونين من حساسم مامان و بابارو ميبوسي بعد ميگي مامان تورو محكمتر ميوسم آخه بابا ريشاش ميره تو صورتم   علي كيا در حال تماشاي فيلم:مرده تو فيلم عصباني ميشه و علي كيا ميگه وقتي كسي عصباني ميشه ميگن دندون رو جيگر بذار وفات امام رضا بود كه گفتي حوصله ام سر رفتي بريم پارك بادي تويي (پارك سر پوشيده)  رفتيم و ترانه هاي بچگانه گذاشته بودن برگشتي ميگي مامان وفات اينا آهنگ گذاشتن چند...
7 آبان 1394
1