دفترچه خاطرات علی کیا کوچولو

پسر بابا تولدت مبارک

علی کیا پسر کوچولوی بابا تولدت مبارک دیدن بزرگ شدنت ، قد کشیدنت ، راه رفتن و دویدنت ، حرف زدن شیرین و خنده های قشنگت باشکوه ترین حسی که تا به حال تجربه کرده ام رو بهم هدیه میکنه . یک حس پر از مفهوم زنده بودن و حضور خدا . تو به سرعت پیش خواهی رفت ومن لاجرم جا خواهم موند ، خوب جا موندن همیشه هم چندان بد نیست !  پسرم دوست دارم پر و بال گرفتنت ، پریدن و اوج گرفتنت رو با افتخار و عشقی پدرانه تماشا کنم و همیشه تمامی وجودم برای فرودهای گاه به گاهت در آماده باش کامل خواهد بود علی کیا پسر عزیزم دوست دارم    
25 خرداد 1393

جشن تولد آي هان

ديروز رفته بوديم جشن تولد آي هان نوه عمه مامان تازه بدنيا اومده بهار و حامد وبنيامينم اونجا بودن شما و حامد دست همو گرفته بودين ميرقصيدين يه دستمالم گرفته بودي دستت جلمان ميرفتي قربونت برم من   ...
20 خرداد 1393

گردش شش نفره

روز مبعث 6خرداد همراه خانواده بنيامين دل به طبيعت زديم ناهار كنار رودخونه خورديم چه حالي داد شما و بنيامينم حسابي آب تني كردين بعد ناهار بابا و عمو امين رفتن كوهنوردي بعد برگشتن از كوه يه چايي خورديم و رفتيم تا بساطمون جاي ديگه پهن كنيم اونجام قشنگ بود كلي گل بابونه داشت و شماهم تو گلا بازي ميكردي خلاصه خيلي خوش گذشت جاي همگي خالي ...
8 خرداد 1393