دفترچه خاطرات علی کیا کوچولو

زندگي مامان و بابا

ني ني عينكي

خودت عينك زدي چشت خودتم گريه ميكني اين ديگه چجوره شه؟ علي كيا جون ياد گرفتي چجوري عينك بزني تو چشمت وقتيم عينك بابارو ميبيني ميگي عينه يعني عينك ...
29 تير 1392

بدون عنوان

نيما يوشيج در جشن يك سالگي فرزندش گفت: پسرم يك بهار يك تابستان يك پاييز و يك زمستان  را ديدي از اين پس همه چيز جهان تكراريست جز مهرباني ...
24 تير 1392

بدون عنوان

گل پسرم تو اين عكس دو ماهو نيم بيشتر نداشتي رفته بوديم قشم همچين داشتي بهارو نگاه ميكردي كه انگار تازه ديده بوديش ...
24 تير 1392

ساكت

علي كيا جون يه چند روزي وقتي بهت ميگيم ساكت دستاتو اين شكلي ميكني و وقتي ميبيني همه خوشحال ميشن كلي ذوق ميكني و ميخندي قربون اون خنده هات ...
24 تير 1392