دفترچه خاطرات علی کیا کوچولو

سال نو مبارك

برخيز كه مي رود زمستان بگشاي در سراي بستان نارنج و بنفشه بر طبق نه منقل بگذار در شبستان وين پرده بگوي تا به يك بار زحمت ببرد زپيش ايوان آواز دهل نهان نماند در زير گليم عشق پنهان بر خيز كه باد صبح نوروز در باغچه مي كند گل افشان خاموشي بلبلان مشتاق در موسم گل ندارد امكان ...
29 اسفند 1392

شمارش اعداد

قند عسل مامان و بابا چند وقتي ميشه كه اعداد ياد گرفتي هر كدومو كه ميگيم نشون ميدي علاقه خاصي به اعداد 5-9-10 داري وقتي بهت ميگيم انگشتاي دستتو بشمار زودي ميگي نخ وده   ...
26 اسفند 1392

رفتم آرايشگاه

  بالاخره بعد از كلي وقت كه بقول خودت موهات ب‚رب‚ري (فرفري) شده بود ديروز با بابايي رفتي آرايشگاه كلي قيافه ات تغيير كرده ...
20 اسفند 1392

شعر خواني علي كيا

علي كيا هل داره نمك و فلفل داره بهش بگين ماشاا... چشم نخوره ايشاا... هركي نگه ماشاا... سوراخ سوراخ شه والله سوار اوپوچي (اتوبوس)شه والله   اين شعرو از خاله طوبا ياد گرفتي كلماتي كه با رنگ قرمز نوشتم خودت ميگي شعرم خودت تحريف كردي و گفتي سوار اوپوچي شه اين شعرم نصف و نيمه بلدي مامانم دوسم داره يه عالمه هر چي از مامان بگم بازم كمه ...
20 اسفند 1392

رفتي و رفتن تو ...

رفتي و رفتن تو آتش نهاد بر دل از كاروان نماند جز آتشي به منزل   بابا حاجي (باباي بابا) چند روز پيش رفت و مارو تنها گذاشت روحش شاد ...
10 اسفند 1392